خرید بک لینک
NILOBLOG.COM لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد کنید » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

کاش می شد ... + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 13:58 توسط مروارید کوچک |

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

یادآوری اینکه مرتب باید خودت رو به دیگری یادآوری کنی تا فراموش نشی خیلی غمگینه + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ساعت 10:55 توسط مروارید کوچک |

برچسب: یادآوری, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

فرق کرده ای با آن روزهایت و حالا نمیدانم این تفاوت مرا به تو نزدیک میکند و یا دور؟ و نمی دانم عاشق تر میشوم و یا نفرتی پنهان در خاکستر وجودم شعله ور میشود؟ فرق کرده ای.... و چه دلگیرم میکند تمایزی که مرا سرگشته و حیران میان تردید و وهمی از جنس نفهمیدنت رها میکند! درمانده میشوم از ماندنت میان عشق بدل شده به عادت و تردید رفتنت به بهای عادت کنار من بودن. و نمی دانم دلم باور میکند توی فرق کرده را یا تو، او را هم بلدی گیج کنی و تسلیم..... تو فرق کرده ای! چشم هایت فاصله گرفته اند از چشمه ی حیا و در کدام بیابان بود که به امید سیرابی، روانه ی سراب نجابت شدی و بدرود گفتی تمام باوری را که باهم ساختیم؟ از کجا بود که روزی هزار بار بی رحمانه وجدانم را به پای دوست داشتنت سرزنش کردم و باز خسته و رنجور پس از این شکنجه ی ملول آور به سلول تنهایی ام بازگشتم و زخم های سوزناک خاطراتت را ترمیم نمودم و با درد، عهد کردم که زیر بار ضجر طاقت فرسای هیچ شکنجه ای سخن ز دوست نداشتنت نزنم و شاید اندکی از رحمت واسعه ی خالقی به ارث برم و با وجود تمام تفاوت های متناقض ز من ات، امید داشته باشم به اندک عشق درون قلبت به من، که شاید همان نور عشق به جاده ی رسیدن به من منتهی شود.... و تو ..... و تو کاش بدانی که چشم به راه جاده تا همیشه خواهم ماند تا بیایی و من دیگر مغموم تناقضی نباشم که من را از ما شدن با تو مایوس کن

برچسب: روزهایت, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

می دانم...

باور کن خوب می دانم که من برای تو نیستم و تو برای من نیستی! اما

شاید باورت نشود... باورت نشود دلم حرمت چه چیزهایی را نگه میدارد. انگار هستی!

هستی و چه بودن محکمی... و تو نمی دانی چه سخت است وفادار دست هایی باشی

که حتی یک بار هم لمسشان نکرده باشی . . . . . . .

بعد نزدیک یک سال دوباره تلگرامو نصب کردم فقط برای چند روز ...

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

نمی دانم که چرا؛

از دست دادن؛

تازه شروع دوست داشتن است...

برچسب: نمیدانم, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

پروفایل ... + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 19:21 توسط مروارید کوچک |

برچسب: پروفایل, نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

فراموش نمی شوی ...انگـــــار هرچه پاک می کنمت از دفتر دل و باز جایی در خاطرم طلوع می کنی شاد می شوم از طلوع خاطراتت وباز غمگین می شوم از غروب رفتنت و اینگونه تکرار می شود این تکرار اجباری ...

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

گاه دلم تنگ می شود

می گیرد، می میرد

برای "تو"

که هر روز، کنار من، نزدیک، با منی

می آیی، می روی

سخن می گویی، لبخند می زنی

من اما

هزار فرسنگ دور است

دستم، به رسیدن به "تو"

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 0:37

صفحه بندی